تفریحی و سرگرمی نیونت » داستان اموزنده

محصولات

تبلیغات

داستان کوتاه خجالت پدر و زیرکی پسر

داستان کوتاه خجالت پدر و زیرکی پسر

پسر که به سمت یخچال رفت، پدر خجالت کشید.
پسر از یخچال خالی بطری آب را برداشت و سر کشید. گفت: چقدر تشنه ام بود. پدر لبخند زد.

آبان ۴م, ۱۳۹۰ | 1 views | دسته: داستان، داستان آموزنده، داستان کوتاه
برچسب ها: ، ، ، ،

داستان کوتاه و جدید بوی خیانت

این اولین باری بود  که احساس می کرد شوهرش به او خیانت می کند  . او با گوش های خودش صدای یک زن را از داخل گوشی ، حین مکالمه با همسرش شنیده بود . باورش مشکل بود ، همه راههای ممکن را در ذهنش مرور کرد . اول طلاق ، ولی فکر اینکه با دو تا بچه به خانه پدر بد اخلاقش برگردد ، دیوانه اش می کرد .

برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،